السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

291

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

141 - روايت شوكانى قاضى محمّدبن‌على شوكانى صنعانى در « الفوائد المجموعة في الأحاديث الموضوعة » گويد : « حديث : « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » را خطيب از ابن‌عبّاس مرفوعاً ، طبرانى و ابن‌عدى و عقيلى و ابن‌حبّان نيز مرفوعاً از ابن‌عبّاس روايت كرده‌اند و در اسنادش ، جعفربن‌محمّد بغدادى است كه مورد اتّهام است و در اسنادِ طبرانى ، ابوالصلت هروى ، عبدالسّلام‌بن‌صالح است كه گفته شده او آن را وضع كرده ، و در اسناد ابن‌عدى ، احمدبن‌سلمه‌ى جرجانى است كه از ثقه‌ها ، حديث‌هاى باطلى نقل مىكند و در اسناد عقيلى ، عمربن اسماعيل‌بن مجالدِ دروغ‌گو مىباشد . و در اسناد ابن‌حبّان ، اسماعيل‌بن محمّدبن يوسف است كه به او احتجاج نمىشود و ابن‌مردويه مرفوعاً از على آن را روايت كرده است كه در اسنادش كسى است كه به او احتجاج نمىشود و ابن‌عدى مرفوعاً از جابر با اين لفظ روايت كرده است : « اين - يعنى على اميرنيكو كاران و قاتل گنه‌كاران است ، يارى داده مىشود كسى كه او را يارى كند ، سرشكسته مىشود هر كس او را يارى نكند ، من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » گفته شده است اين حديث صحيح نيست و اصلى ندارد و ابن‌جوزى اين حديث را در « موضوعات » از نقل‌هاى متعدّدى آورده است و تأكيد بر باطل‌بودن همه‌ى آن‌ها دارد ، ذهبى و ديگرانى هم از او پيروى كرده‌اند . چنين پاسخ مىدهم كه يحيىبن‌معين محمّدبن جعفر بغدادى فيدى را ثقه دانسته است و ابوصلت هروى را ابن‌معين و حاكم ثقه شمرده‌اند ، و از يحيى درباره‌ى اين حديث پرسيدند گفت : صحيح است . ترمذى آن را مرفوعاً از على نقل كرده و حاكم در « مستدرك » مرفوعاً از ابن‌عبّاس نقل كرده و گفته است : اسنادش صحيح است . حافظ ، ابن‌حجر گويد : درست و صحيح بر خلاف گفته‌ى هر دو است يعنى ابن‌جوزى و حاكم و حديث از نوع « حسن » است كه به صحت